کاش سرنوشت جز این می نوشت
عاشق کشی...رسم این دنیای نامرد است...
مرداد 1388
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
گذشته ها

سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 5 مرداد ماه سال 1388
تجدید خاطره ها !

نقل مکان....

از این به بعد....اینجا چیزی نیست...

دیگه اینجا نمینویسم...اگه دوستم داشتین...بیاین اینجا...::::

 http://kolah.blogsky.com

http://albaloo.blogsky.com/ 

www.facebook.com/sahandpotter

 

خداحافظ.....


یکشنبه 9 دی ماه سال 1386
نقل مکان....

از این به بعد....اینجا چیزی نیست...

دیگه اینجا نمینویسم...اگه دوستم داشتین...بیاین اینجا...::::

 

http://blog.360.yahoo.com/sahand_x7_hp

 

 

خداحافظ.....


چهارشنبه 28 آذر ماه سال 1386
تو تنهاییم...عشقم منو تنها ترین گذاشت و با نامزدش رفت....
 
I`m Dead...Becuse Of you.......
 
 
 
 
 
هیچ میدونی دلم میخواد از رو زمین ورت دارم.....
دلم میخواد خدا باشم....پدرت رو در بیارم.....
از همه دنیام بگذرم تو رو توی خاکت کنم......
مرگت رو تماشا بکنم زجت رو باور نکنم......
تناب دور گردنم نشونه ی مرگ منه....
پشت صدای حنجرم.....غم و غصه کار منه.....
هیچ وقت ازش نمیگذرم...اونی که تمام آرزوهام رو نابود کرد.....

شنبه 24 آذر ماه سال 1386
تو تنهاییم...عشقم منو تنها ترین گذاشت و با نامزدش رفت....

دلم هواتو کرده...منو ببر به کوچه های خاطراتت...یاد چشاتو کرده...هنوزم می شم مست یه نگاهت...

اگه تورو نبینم...دق می کنم من میمیرم...وقتی دارم میمیرم...سراغتو هی می گیرم...

نیومدی و ندیدم...آخرش تو تنهایی چشمامو بستم...تو هم شدی مثل همه...حالا فهمیدم چقدر تنها هستم...

غسل بکنین تنم رو...با اشک دیده ها و گریه...کفن کنین تنم رو...با حریر لحظه های رفته و گذشته...

جنازمو بیارین...بگین فقط دلش شکست و رفتش...وقتی که زنده بودم...غصه با هم نبودن,بغضمو میشکستش...

تو حجله مردن من...بهش بگین پیشم نیاد,تنهام بذارین...گفته بودم نبودنش مرگ برام...تنهام گذاشت,برین تنهام بذارین...

بر روی سنگ قبرمن...حک بکنین یه عمر دلسپرده...بگین به آشناها...عاشق بودو از نبود عشقش جونسپرده...

رو قبر من بریزید...خاکستر دلی که سوخته...حک بکنین رو قبرم...قصه نبود,آی عاشقای دلسوخته........

من که نتونستم عاشق خوشبختی بمونم پس ای خدا من میرم ,که این فرصت به یکی بدی که اون خوشبخت زندگی کنه

...


چهارشنبه 21 شهریور ماه سال 1386
برای کی؟؟؟

میگن بنویس....

برای کی بنویسم....

برای آدم هایی که مثل عابران پیاده فقط از کنار وبلاگم به طور تصادفی میگذرند؟؟

مانند دود سیگار سریع محو میشوند...

برای کی....

حتی خودم هم از کنار وبلاگم میگذرم....

به معناش خیره میشم....

معنایی که هیچ وقت کسی اونو نمیفهمه...

امروز تولد داداش سپهرمه....

چه زود رفت توی ۲۳ سال...

خیلی غمگینم....نه به خاطر تولد داداشم...

به خاطر خودم....

غم از دادن یک شماره ۱۱  رقمی کوچولو....

کوبیدن کلم تو دیوار...

سرم خیلی درد میکنه...

اتاقم به هم ریختست...

بذار یک لباس هام هوا بخورن...طفلکی ها چقدر تو اون کشوی لعنتی بمونند...

حوصله ندارم...

حوصله ی هیچ چیز...

فقط به خار چشمکی از طرف چشم و بشکنی از طرف دستام..مجاب شدم که چیزی بنویسم...

ولی باز هم برای کی؟؟؟


چهارشنبه 31 مرداد ماه سال 1386
خاطرات....میگذرند...

خاطرات میگذرند و من فقط نگاهشان میکنم....

فقط به گذشتشان....

۲ سال پپش وقتی وبلاگ زدم...کی فکر اینجاشو میکرد...

که روزی عاشق بشم....

عاشق دخترک معصومی که از ته دل دوستش دارم...

باعث بشه چشمان سردم بعد از سالها خیس شوند...

۱۸ سال پیش...دنیا اومد....مدتی پیش تولدم بود....

با اون دخترک...بهش میگم ANGLE

چون برام مثل فرشته میمونه....

قطره اشکام روی گونه هام میفته...وقتی به یادم میارمش...

در میان خاطراتم...چیز های بساری میگذرد.....

ولی اون مثل قاب عکس...دور همه ی خاطراتم بسته شده...

هر خاطره..با اون یا بدون اون ....منو یادش میاره...

تو تنهایی خودم های...های...گریه میکنم....

توی خونمون دستمال کاغذی نیست...

اشک ها برای خودشون شادی میکنند...از روی گونه هام به روی میز سر میخورند...

میخندم....

به شادی اشک ها....که خودشون نمیدونند چه غمی با خودشون دارند...

با صورت کثیف دراز میکشم...

به سقف خیره میشم...

پشه ی بی نوایی که به دنبال قطره خونی میگرده...

خون دل من...

که فقط از گذشت خاطره ی جاری شده...

میگذرم و محو میشوم...

CAN WISH IT......

 


جمعه 8 تیر ماه سال 1386
نمیدونم!!!

نمیدونم چرا هر پستی که میفرستم بلاگم آپ نمیشه؟؟؟

نمیدونم چرا کارنامم حاضر نمیشه!؟؟

نمیدونم چرا این عشقم تموم نمیشه؟؟؟

نمیدونم چرا این عذاب هیچ وقت تموم نمیشه؟؟؟

نمیدونم چرا این بنزین هیچ وقت ارزون نمیشه؟؟؟

نمیدونم چرا هیچکی با وبلاگ من جور نمیشه؟؟؟

نمیدونم چرا هیچ وقت این دنیا تموم نمیشه؟؟؟

نمیدونم چرا هرکی میاد تو وبلاگم متوجه دکمه ی نظرات نمیشه؟؟؟

همه ی این ها رو گفتم که بگم :

آخه عزیز دلم...قربونت برم هیچکسی واسه ی من ...تو نیمشه!!

 

پ.ن:

بنزین که گرون....سهمیه که داریم.....برق و آب هم که گرون.....تلفن هم که میخواد گرون شه...

از ژس فردا قراره ما هم گرون شیم....ژس قدر مارو بدونین!!!!

این بلاگ اسکای هم چت زده ۳ تا از ژست هام آپ نشده!!!!!!!!


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
....تعدادعزیزانی که به وبلاگم آمدند : 69070


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

روز مرگ من Oct 28 2065Death Meter...
یه موجود جا مونده از دهه ۷۰ میلادی که
وقتی دلش میگیره...کلاهش رو تا روی چشماش میکشه پایین... توی قلعه ی خودش قایم میشه!
قصه ی زندگیم...